![]() چهار شنبه 9 مهر 1393برچسب:فولکلور ، محمد علی جمالزاده ، امیر قلی امینی ، علامه دهخدا ، صبحی مهتدی ، آقا سید علیمحمد وزیری ، آقا سید علی آیت اللهی, :: 9:57 بعد از ظهر :: نويسنده : علیرضا آیت اللهی Alireza Ayatollahi
در راه فولکلوریست شدن ...
سال 1336 آقای مرآت ، مدیر دبستان چهار منار یزد که معلم انشاء ما در سال ششم دبستان هم بود ، یکی از مشوق های من در باصطلاح « یزد شناسی » گردید .وی که می دید من در هندسه و به خصوص حساب ، و مجموعا" در تحصیل ، « زیر صفر » و پس از معدل گیری های آخر هر هفته رقیب آخوند زاده ای دیگر بنام «ع» و آخوند زاده ای سوم ، که از خویشان نزدیک مدیر هم بود ، بنام « ک » هستم امٌا در انشاء به شدٌت با بهروز احسانی ( بعدها خلبان ؟ ) نفر دوم کلاس و به خصوص محمد مدرس زاده ، نفر اوٌل کلاس ( بعدها استاد دانشگاه صنعتی شریف ) رقابت می کنم مرا در انشاء نویسی با موضوعاتی خاص که مثلا" از دیگران کمتر بر می آمد نیز تشویق میکرد ؛ از جمله : بازارخان ( مرکز پارچه فروشی یزد ) را توصیف کنید ! ، وضع یک حمٌام عمومی در روز جمعه را شرح دهید ؛ و البته موضوعاتی مثل اینکه « استاد علم کردن » یعنی چه ؟.
از پدرم که پرسیدم گفت : این حرف ها در کتاب هائی مثل کتاب « کلثوم ننه » آمده اند ...
از عمویم که خیاط بود پرسیدم ؛ مغازه خیاطیش پاتوق بزرگان فامیل بود ، آقا شیخ احمد اوقاف که حاضربود گفت برو کتابخانه جستجوکن . در کتابخانه ی شرف الدین علی یزدی به کمک آقای خلدی ، کتابدار آنجا ، چیزی نیافتم . خود آقای خلدی یاد آوری کرد که کتابخانه ی وزیری یزد هم وجود دارد ! .
سال قبلش ، 1335 ، که در دبستانی نسبتا" نزدیک تر به آن کتابخانه تحصیل می کردم ، یعنی دبستان حکمت در محله ی لب خندق ، چند مرتبه به آن کتابخانه رفته بودم که بگمانم شعرهای وحشی بافقی، و فرخی یزدی و... را بخوانم . در آن کتابخانه آقای ضیافتی ، کتابدار آنجا ، مرا راهنمائی کرد که چنین متلی در کتابی از امیر قلی امینی وجود دارد ، که مشغول مطالعه شدم .
حجت الاسلام والمسلمین آقا سید علیمحمد وزیری ، بنیانگذار و رئیس هیئت امنای کتابخانه ، و آقا سید علی آیت اللهی که بگمانم پس از ایشان فعالترین عضو هیئت امناء بودند ، گاهی به درون کتابخانه که معمولا" یکی - دونفر بیشتر کتابخوان نداشت ومخارجش وسیله ی انتقاد از آقای وزیری شده بود ! سرکشی می کردند مرا به کتابخوانی تشویق می کردند که آقا سید علی بیشتر تاکیدشان بر ادبیات و به ویژه کتابهای تاریخی بود ، امٌا آقای وزیری ( که گویا از طلبه های مبرٌز پدربزرگم حجت الاسلام والمسلمین حاج میرزا علی بوده اند و حتی موقع تشییع جنازه ایشان نوحه خوانی جلوی هیئت سینه زنی را شخصا" بر عهده گرفته اند ) می گفتند پدربزرگِ علیرضا هم اخلاقش این بود که از هر چمن کلی بچیند ....
دونوع کتاب و مقاله و به طور کلٌی نوشته هامرا به صورتی مستقیم یا غیر مستقیم ، به متون فولکلوریک رهنمود شدند :
- کتابهای امیرقلی امینی ، علٌامه علی اکبر دهخدا ( به خصوص امثال و حکم ) ، و... که ازسال 1337 از نوشته هایشان در نشریه ای دیواری که برای دبیرستان پهلوی ( به کمک ایرج فروهر ) می نوشتم هم استفاده می کردم .
- کتابهای شعر نسیم شمال و داستان کوتاه جمالزاده و دیگران و بعدا" از 1345 جلال آل احمد و نیز صادق هدایت .
- به داستانهای ظهر جمعه ی صبحی مهتدی هم گوش می دادم ؛ و به این ترتیب به خط « اندکی فولکلوریست » شدن افتادم : میهن دوستی و به خصوص نوعی شوینیسم - فرهنگدوستی - کنجکاوی - عشق به مطالعه - خودنمائی ایٌام نوجوانی و جوانی - شهرت طلبی - دسترسی نسبی به امکانات و البته تشویق بزرگترها .
نظرات شما عزیزان:
انسان شناسی ، مردم شناسی و فرهنگ شناسی ایران بزرگ . Anthropology,Ethnology,and Culture of Greater Iran identification des sources de l'ethnologie d,Iran , et des Bibliographies درباره وبلاگ ![]() آخرین مطالب آرشيو وبلاگ پیوندهای روزانه پيوندها ![]() نويسندگان |
|||||
![]() |